ماجراهای سندباد 20



کارتون سندباد قسمت 20

سندباد کودک ماجراجو و پردل و جرأتی است که با پدر و مادر خود در بغداد زندگی می‌کند. سندباد عمویی دریانورد (عمو علی) دارد که برای دیدن او و خانواده‌اش به بغداد می‌آید. او یک مرغ مینای سخنگو را به سندباد هدیه می‌دهد که سندباد نام او را شیلا می‌گذارد. سندباد که علاقه‌مند به جهانگردی است سوار کشتی عموی خود می‌شود و همراه او به مسافرت دریایی می‌رود. سندباد در این سفر دریایی عمویش را گم می‌کند و سوار بر یک نهنگ همراه با شیلا به جزیره‌ای می رسد. در این جزیره با یک سیمرغ غول‌پیکر، مارهایی که در دره‌ای از الماس زندگی می‌کنند و یک عقاب روبرو می‌شود.

سندباد در ادامه با ماجراهای زیادی سرشار از موجودات شگفت‌انگیز، جادوگرها و هیولاها، غول‌ها، و دیوهای مختلف روبرو می شود. سندباد در طول ماجرا با دو هم سفر دیگر به نام‌های علاءالدین و علی‌بابا آشنا می‌شود که او را در نبرد با پرنده غول‌پیکر، پری دریایی و جادوگر بزرگ یاری می‌کنند...

بدون دیدگاه

ثبت نظر