ماجرای گاو بنی اسرائیل

ماجرای گاو بنی اسرائیل

آموزش ساخت بازی ماریو بدون کدنویسی

این داستان تنها یک بار در قرآن ذکر شده است، به علاوه، نکات آموزنده ی فراوانی در آن وجود دارد؛ از جمله بهانه جویی شدید بنی اسرائیل در سراسر این داستان نمایان است، و نیز درجه ی ایمان آنان را به گفتار حضرت موسی (ع) مشخص می کند.
خدا در سوره ی مبارک بقره، در آیات ۶۷ تا ۷۴ به این ماجرا اشاره می کند و می فرماید: << و (به یاد بیاورید) هنگامی را که موس به قوم خود گفت : خدا به شما دستور می دهد گاوی را ذبح کنید…>>

آن گونه که از قرآن و تفاسیر بر می آید، ماجرا چنین بود که مرد نیکوکار به پدر و مادر خود احترام می کرد. در یکی از روزها که پدرش در خواب بود، معامله ای پرسود برایش پیش آمد، ولی مغازه بسته بود و کلید مغازه نزد پدرش بود و پدرش نیز در آن وقت خوابیده بود. و او برای فروختن کالا، باید پدر را بیدار می کرد تا کلید را که در نزد او بود بگیرد. مرد نیکوکار پدر را بیدار نکرد و آن معامله پرسود را انجام نداد و از سود کلانی که معادل ۷۰ هزار درهم بود، گذشت و مشتری رفت. وقتی پدر بیدار شد و از ماجرا اطلاع یافت، از پسر مهربانش تشکر کرد و گاوری را که داشت به پسرش بخشید و گفت : << امیدوارم خیر و برکت بسیار، از ناحیه ی آن گاو به تو برسد.>>

از سوی دیگر یکی از جوانان نیک بنی اسرائیل از دختری خواستگاری کرد، به او جواب مثبت دادند.

پسرعموی او که جوان آلوده به گناه بود نیز از همان دختر خواستگاری کرد. خواستگاری او را رد کردند، او کینه ی پسرعمویش را به دل گرفت تا اینکه شبی او را غافلگیر کرد و کشت و جنازه ی او را در یک از محله ها انداخت. فردای آن روز کنار جنازه آمد و با گریه و داد و فریاد گفت: << هر کس او را کشته، خون بهایش به من می رسد و اگر قاتل پیدا نشد، اهل آن محل بای دخون بها را بپردازند.>>

موضوع پیچیده شد و اختلاف شدید گردید. چون تعیین قاتل از راه عادی ممکن نبود و ادامه ی این وضع ممکن بود موجب قتل و فتنه ای عظیم شود مردم نزد موسی (ع) آمدند تا او از خدا بخواهد قاتل را معرفی کند. حضرت موسی (ع) حل مشکل را از درگاه خدا خواست. خدا دستوری به او داد و موسی (ع) چنین بیان کرد: << خدا به شما دستور می دهد ماده گاوی را ذبح کنید و قطعه ای از بدن او را به مقتول بزنید تا او زنده شود و قاتل را معرفی کند و درگیری پایان یابد.>>

سرانجام داستان با بهانه های بنی اسرائیلی ختم می شود که نوع گاو هم باید چنین و چنان باشد. بنی اسرائیل شاید هر گاوی را سر می بریدند نتیجه می گرفتند، اما چنان بهانه گیری کردند، خدا هم بر آنان سخت گرفت. گرچه انگیزه ی قتل در ماجرای بنی اسرائیل را موارد دیگر هم ذکر کرده اند.

نکته ی مهم و عبرت آموز اینجاست که مفسران یادآور می شوند این گاو در آن محیط منحصر به فرد بوده است و بنی اسرائیل آن را به قیمتی بسیار گزاف خریدند و صاحب این گاو نیز همان مرد نیکوکار بود.
پیامبر اکرم (ص) در این مورد می فرمایند: << نیکی را بنگرید که با نیکوکار چه می کند.>>

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

ایران پرج